خداحافظ - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 15:38
برو ای خوب من ، هم بغض دریا شو ، خداحافظ !برو با بی کسی هایت هم آوا شو ، خداحافظ !تو را با من نمی خواهم که « ما » معنا کنم دیگر ...برو با یک « من» دیگر بمان « ما » شو ، خداحافظ
بچـــه کـــه بـــاشی - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 15:38
بچـــه کـــه بـــاشیاز “نقـــاشی”هـــایتـــ هـــممــی تــواننــد بـــه روحیـــاتــ و درونیـــاتتــ پی ببــرنـــد ،بـــزرگ کـــه مــی شـــویاز حــرفهـــایتـــ هـــم نمــی فهمنـــد تـــوی دلتــ چـــه خبـــر استــ !
خبر از من داری؟… - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 15:38
خبر از من داری؟… خبر از دلتنگی های من چطور؟ و آن پروانه های شادی که در نگاهم بودند…خبرش رسیده که مرده اند؟هیچ سراغ دلم را میگیری؟کسی خبر داده که آب رفته ام از خستگی؟مچاله ام از دلتنگی؟آه… که هیچ کلاغی نساختیم میان هموجدانت راحت…خبرهای من به تو نمی رسد…
اللهم عجل لولیک الفرج - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 15:37
باز هم یک جمعه ی بدون تو ، باز هم همان تلخکامی قدیمی ؛ و باز هم قلبی مالامال دلتنگی ... در عصری که بدون تو به غروب متصل می شود ... اللهم عجل لولیک الفرج xa0
خسته ام از تظاهر به ایستادگی - تاریخ: 1395/6/19 ساعت: 15:37
خسته ام از تظاهر به ایستادگی xa0 از پنهان کردن زخم هایم xa0 زور که نیست! xa0 دیگر نمیتوانم بی دلیل بخندم و xa0 با لبخندی مسخره وانمود کنم همه چیز رو به راه است....! xa0 اصلأ دیگر نمیخواهم که بخندم..... xa0 میخواهم لج کنم ، با خودم ، با تو ، با همه ی دنیا....! xa0 چقدر بگویم فردا روز دیگریست و امروز ...